September 2008
5 posts
پیشنهاد فالو نمودن
پیشنهاد می نمایم جسد زنده را فالو نموده تا از خیر دنیا و عقبی بهره‌مند باشید این هم آدرسشان: http://jasad.tumblr.com/
Sep 23rd
سعی کن من وبال گردنت نشوم دوست من!
اگر دوست داری بعضی کار‌هایی که می‌دانی خوب نیست را انجام بدهی، بعضی چیزهایی که باز هم اتفاقا می‌دانی خوب نیست را گوش بدهی و بعضی چیزهایی که معلوم است خوب نیست را هم ببینی ، خوب بده و بکن و ببین عزیزم، ولی تنهایی. چون اگر مرا شریک کنی، راهی بی‌برگشت را رفته‌ای. فرض کن، اصلا احتمال بده، حتی 1 درصد، روزی از کرده‌های بد پشیمان شدی و توبه کردی و گناهانی که انجام دادی بخشیده شد، اما با گناهان من چه می...
Sep 18th
پیله
الان سحره و من دارم به این فکر می کنم که چقدر من بدم. دوست دارم الان یک کنجی پیدا کنم و سرمو بکنم توش طوری که کسی منو پیدا نکنه و من فراموش بشم برا مدتی و نگاه‌های توقع آمیز از بین بره و من مدت‌ها مثل یک کرم خوب اون جا بخوابم . بخوابم و بخوابم و بخوابم، انقدر که فراموش بشم و فراموشم بشه چه کارهایی کردم . و بعد مثل یک پروانه دوباره سرمو بیارم بیرون . ولی فکر کنم نمیشه این چیزها اتفاق بیفته. اما...
Sep 17th
آوار سال‌های دوری و غربتِ قربت
امروز روز سختی بود. مثل خیلی روزهای دیگر. شکننده بود. مثل خیلی از روزهای دیگر. من امروز نمی‌دانم بشکنم یا باز با تمام پوشالی بودنم راست بایستم. نمی دانم. کاش کسی بود که می توانستم تمام حرف ها و مشکلاتم رابرایش بگویم و او هم در ک کند و این قسمت دوم از اول مهم‌تر است، درک کند. کودکی را می‌بینم که به امید روز‌های بهتر درس خواندم و بالا آمدم و بالا آمدم. آن سد لعنتی را می‌بینم که با تمام سختی‌ها گذر...
Sep 17th
چرا آخر؟
اول سلام و دوم هم چرا آخر ندارد که. در زندگی دردهایی است که روح آدم را آهسته و بی صدا می‌خورد و از بین بر می‌دارد. این جا می‌نویسم برای خودم. برای دلم. برای این که شاید فکر می کنم با این کار بهتر می شوم :) شاید هم نشوم. البته شاید هم بشوم. نمی‌دانم و خیلی نمی‌دانم، ولی خیلی بیشتر از آن امید دارم که بدانم . به امید حق
Sep 16th